رربورن كلاوس ميشائيل ( مترجم : كيكاوس جهاندارى )

157

نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى )

در خراسان بماند و به زودى خواه در اثر وجود اختلاف امراى محلى با يكديگر « 30 » و خواه به علت غرور شخصى و برزو ناهماهنگى با ديوان‌بيگىهاى خراسان به دربار بازگشت « 31 » . به علت آشفتگىهائى كه قبل و بعد از جلوس شاه عباس اول ( 995 - 1587 م . ) بر تخت سلطنت در مملكت حكمفرما بود ، دربار ديگر نمىتوانست به‌خوبى در ادارهء امور ايالات اعمال نفوذ كند . شاه عباس كه در سال 1006 ( - 1598 م . ) براى تسخير مجدد خراسان لشكر كشيده بود تازه در سال 1014 ( - 6 - 1605 م . ) بار ديگر وزير كلى براى اين ولايت تعيين كرد « 32 » . خواجه محمد صفى موسوم به ميرزاى عالميان ، وزير كل ايالات ساحلى درياى خزر « وزير كل دار المرز » « 33 » براى اين شغل در نظر گرفته شد . در فرمانى كه براى انتصاب وى صادر شد چنين آمده است « . . . وزارت كل خراسان و رتق‌وفتق آن ملك را علاوهء وزارت دار السلطنهء قزوين و دار المرز . . . » « 34 » به وى اعطا كرديم . از لفظ خراسان در اين فرمان سرزمين‌هاى زير منظور نظر بوده است : « از دار السلطنهء قزوين تا سرحد قندهار و آب آمويه » « 35 » . وزراى گيلان ،

--> ( 30 ) - به تبعيت از خلاصة التواريخ ، ص a 306 . ( 31 ) - به تبعيت از تاريخ عالم‌آراى عباسى ، ص 162 و بعد از آن . ( 32 ) - تاريخ عالم‌آراى عباسى ، ص 708 ؛ فرمان انتصاب وى مورخ است به « آخر شعبان 1014 » . تاريخ عالم‌آرا « اودئيل 1015 » را ذكر مىكند كه بايد 15 - 1014 باشد . ( 33 ) - دار المرز گاه‌گاه هم فقط براى گيلان به‌كار رفته است ؛ رجوع شود به تاريخ عالم‌آراى عباسى ، ص 1093 كه در آنجا ذكر شده وى وزارت دار المرز ، مازندران و خراسان را داشته است . ( 34 ) - رونوشت سند مندرج در نسخهء جامعهء مراسلات اولوا الالباب ، ص b 200 : . . . وزارت كل خراسان و رتق‌وفتق آن ملك را علاوهء وزارت دار السلطنهء قزوين و دار المرز . . . ؛ متن اين سند هم باز در قسمت بعد نقل مىشود . طبق تاريخ عباسى ، ص b 259 وزير مورد بحث ما صاحب اين مشاغل بوده است : وزارت كل دار المرز و قزوين و رى و كل خراسان . ( 35 ) - در موضع مذكور . در اين جمله نبايد به معنى دقيق كلمات توجه داشت . حدود كشور -